
حرفهای قابل تامل «آقای دوربین مخفی» درباره بچهها
امیر حسین قهرایی که بیشتر شهرتش را از ساخت برنامه های دوربین مخفی دارد و در این سالها اخیر فیلمسینمایی همچون «بازیوو» را ساخت و در سالها دورتر با مجموعههای «چاق و لاغر» و «علی کوچولو» در میان کودکان دههی ۶۰ شناخته شد، تاکید دارد: بچهها به فانتزی و شادی نیاز دارند.
به گزارش دیده بان هنر و به نقل از ایسنا؛ این کارگردان و بازیگر در گفتوگو با ایسنا درباره پروژه جدید فیلمسازیش گفت: در ایام قدیم خواستم فیلمی درباره شاهنامه بسازم ولی موافقت نشد. خدا را شکر تازگی برخی متوجه تاثیر فرهنگ فارسی بر روحیه مردم شده و دیگر فردوسی ستیزی نمیکنند.
او خاطرنشان کرد: در حال نگارش فیلمنامهای برای کودکان بر اساس شاهنامه هستم. تاکنون این کار را ننوشته بودم چون ساخت آن را دشوار میدانستم. تولید آثار شاهنامهای هزینه بسیار بالایی دارد، هرچند امروز با کمک هوش مصنوعی میتوان آن را ساخت اما در گذشته به خاطر هزینه بالای دکور و لباس و صحنه ناممکن بود.
قهرایی تصریح کرد: میخواهم کودکان با تاریخ وطن خود آشنا شوند؛ بدانند چه کسانی بودند و چه سرزمینی داشتند. فیلمی تاریخی خواهم ساخت که نشان دهد افرادی بودهاند که در برابر تجاوز بیگانگان ایستادهاند و نگذاشتهاند، کشورشان از هم بپاشد.
در ادامه این گفتوگو به بهانه هفته کودک و جشنواره فیلم کودک و نوجوان سپری شده، از این هنرمند درباره نقش جشنوارههایی همچون جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در بهبود شرایط اجتماعی کودکان پرسیدیم که او با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی که این روزها جامعه به آن مبتلاست و کودکان هم تحت تاثیر آن هستند، از فقدان سرگرمی مناسب برای بچهها گفت.
او ادامه داد: تلویزیون ما برنامههای درستوحسابی برای سرگرم کردن بچهها ندارد و آنها به سمت گیم میروند و اگر اینترنتی باشد، خودشان را با آن سرگرم میکنند. سینما هم که دیگر شرایطش مشخص است و خود من نمیتوانستم فیلم بسازم با این شرایط، نه به لحاظ اقتصادی، بلکه به لحاظ روحی. بعد از جنگ واقعاً نمیتوانستم بروم سر صحنه و بگویم اکشن.
قهرایی در عین حال تاکید کرد: بچهها احتیاج دارند شاد باشند و به فانتزی احتیاج دارند، دنیایشان یک جور خیلی فرق میکند، اگر بتوانیم اثری بسازیم که به بچهها امید بدهد، مؤثر است. ولی اگر بخواهیم بدبختیها را نشان بدهیم و بگوییم دشمن اصلی فلان است،خوب نیست.

سانسهای رایگان سینما برای کودکان بزاریم
وی پیشنهاد خود را اینگونه بیان کرد: فضای موزیکال یا فیلم شاد با موضوع امید و انگیزه بهترین گزینه در شرایط فعلی است. من همیشه که فیلم میساختم، فیلمهایم شاد و طنز بود. چون میگویم بگذار بچه دو ساعت برود تو سینما یا نیم ساعت بشیند پای تلویزیون، یک ذره از این محیطی که در آن زندگی میکنیم فاصله بگیرد.
قهرایی با اشاره به درک کودکان از مسائل اقتصادی گفت: هیچوقت یادم نمیرود، یک بار در ماشین نشسته بودیم، دخترم هفت، هشت سالش بود. با خانمم داشتم میگفتم پول نداریم چیکار کنیم. بعد دخترم گفت خب بریم از بانک بگیریم. فکر میکرد بانک جایی است که آدم میرود از آن پول میگیرد. یعنی ببیند چه دنیای متفاوتی در ذهن بچهها وجود دارد. دنیای کودکانه است دیگر. به نظر من باید با در نظر گرفتن جهان کودکان برایشان فیلم بسازیم، مثلاً وقتی دوستم «سفر جادویی» را ساخت، هم فیلمش آموزنده بود و هم بچهها دوست داشتند.
کارگردان «بازیوو» با اشاره به تجربه خود در ساخت سریال «چاق و لاغر» گفت: من حتی بعضی وقتها «چاق و لاغر» را که میساختم، به سختی میرفتم در دنیای فانتزی. اول برای خودم ربات تصور کرده بودم، یک زمانی ربات ساخته خواهد شد و ایکس۶۲۵ را ساختم. بعد دیدم یک عده بچهها میترسیدند، گفتند ما سریال را می دیدیم و میترسیدیم.
همانطور که ما ده دقیقه ورزش میکنیم و بدن ما به فرم ایدهآل میرسد و از نظر روحی شرایط بهتری پیدا میکنیم برای بچهها هم تماشای کارتون شاد یک ورزش روح به شمار میرود؛ پس سانسهای مجانی سینما بذاریم، کارتون بذاریم، فیلمهای آموزنده بزاریم.وی در بخش دیگری از این گفتوگو با انتقاد از نگاه تجاری تهیهکنندگان گفت: متأسفانه به محض اینکه به یک تهیهکننده بروید بگویید آقا یک سناریوی فیلم کودک دارم، میگوید آقا فیلم کودک نمیفروشد. در این شرایط امیدمان به فارابی بود، ولی فارابی هم کمک مالی چندانی نمیکند.
قهرایی درباره گروه سنی مخاطبان کودک گفت: متأسفانه در تلویزیون نمیتوانی بگویی این فیلم کودک برای ۱۰ سال به بالا ساخته شده است. باید گروه سنی داشته باشیم؛ یعنی یک گروه سنی خیلی بچهگانه برای پنجشش سال و یک گروه برای ۱۰ تا ۱۲ سال. چون برای ۱۰ تا ۱۲ سالهها کار بسازید، ششسالهها نمیتوانند سر در بیاورند و برعکس. جهان پیچیده فیلمسازی برای کودک خیلی سختتر از فیلم ساختن برای بزرگسالان است.
وی افزود: اگر خیلی میخواهیم به روحیه بچهها کمک کنیم واقعاً سانسهای رایگان برای تماشای فیلم بچهها بذارید تا بروند حتی کارتون ببینند، این اتفاق مخصوصا در جشنوارهها میتواند اتفاق بیافتد. بذاریم بچهها دو ساعت از فضای زندگی روزمره دور شوند، همانطور که ما ده دقیقه ورزش میکنیم و بدن ما به فرم ایدهآل میرسد و از نظر روحی شرایط بهتری پیدا میکنیم برای این بچهها هم تماشای کارتون شاد یک ورزش روح به شمار میرود؛ پس سانسهای مجانی سینما بذاریم، کارتون بذاریم، فیلمهای آموزنده بزاریم.
اگر به بچه بگویید دارم آموزشات میدهم، فرار میکند
این کارگردان سینما درباره شیوه آموزش به کودکان از طریق سینما گفت: ما در سینما نمیتوانیم خیلی به بچه آموزش بدهیم. بچه خودش یاد میگیرد. اگر بچه بفهمد در سینما دارید به او به اجبار چیزی یاد میدهید، دیگر حوصله نخواهد داشت فیلم را تا پایان ببیند. باید خیلی ضمنی یکسری مسائل را در ناخودآگاه بچه نشانهگذاری کنیم تا خودش یاد بگیرد. در ناخودآگاه کودک آنچه بکارید، میتوانید آموزشش بدهید، اما نمیتوان مستقیم به بچه آموزش داد چون مقاومت میکند.
وی با تأکید بر ضرورت شادی برای کودکان گفت: البته کودکان امروز بیش از آنکه به آموزش نیاز داشته باشند، به شادی و نشاط نیاز دارند. متأسفانه ایران با بحران پیری جمعیت مواجه است؛ زوجها به دلیل مشکلات اقتصادی از فرزندآوری پرهیز میکنند. هزینههای مدرسه، لباس و ملزومات زندگی، بچهدار شدن را بسیار دشوار کرده است. در بسیاری از خانوادهها هر دو والد مجبور به کار هستند و نگهداری از کودک نیز بر دوش پدربزرگها و مادربزرگها میافتد.
قهرایی پیشنهاد کرد: بهتر است پدربزرگها و مادربزرگها کودکان را به سینما ببرند و فیلمهایی متناسب با سن آنها نمایش داده شود. متأسفانه روحیه کودکان ما به شدت آسیب دیده و نیازمند توجه جدی هستند. افرادی که در رشته روانشناسی کودک تحصیل کردهاند، میتوانند در این زمینه کمک کنند.
این کارگردان سینما درباره نوع کارتونهای مناسب برای کودکان گفت: تفاوتی نمیکند کارتون ایرانی باشد یا خارجی؛ آنچه مهم است شاد و آموزنده بودن آن است. آموزنده بودن به معنای انتقال مفاهیم به صورت غیرمستقیم و ماندگار در ناخودآگاه کودک است. کارتونهای بینالمللی مانند آثار دیزنی نیز میتوانند در این زمینه مؤثر باشند، زیرا کودکان به محتوای بینالمللی گرایش دارند.
وی با انتقاد از آموزش مستقیم و اجباری به کودکان گفت: نباید به کودکان به زور آموزش داد، تجربه نشان داده است که آموزش اجباری، نتیجه معکوس دارد. مفاهیم دینی را هم باید بگونهای منتقل کرد که با اجبار نباشد تا نتیجه مطلوبی حاصل شود.
قهرایی با بیان خاطرهای از دوران کودکی خود گفت: من از کودکی عاشق موسیقی بودم، اما پدر و مادرم اجازه نمیدادند. با این حال یواشکی رفتم و گیتار یاد گرفتم. دوستی داشتم که پدرش به زور میخواست به او پیانو یاد بدهد، اما او قبول نکرد و گفت چون به زور است، نمیخواهم. حتی کار زیبا اگر با اجبار همراه باشد، کودک آن را نمیپذیرد. باید راه درست را پیدا کرد. سینما نیز میتواند یکی از این راهها باشد، به شرط آنکه عاقلانه و غیرمستقیم عمل کند.



